تبليغاتX
آگاهی و موفقیت

آگاهی و موفقیت

عرفانی- علمی

هفت کالبد انسان

 

انسان دارای هفت کالبد می باشد که با هفت چاکرا در ارتباط است.

یکم. بدن مادی: بدن مادی همین بدن فیزیکی است که برای حواس قابل درک است. این بدن کمترین انرژی را داشته و از حداقل فرکانس برخوردار است. اگر عملکرد آن ناموزون باشد، به دلیل نقصی است که در سیستم چاکرا پدید آمده است.

 دوم. بدن اتری: این بدن از لحاظ شکل و ابعاد همانند بدن فیزیکی بوده، جفت اتری آن نامیده می شود. این بدن عهده دار شکل دادن به بدن فیزیکی، خلاقیت و تمام حس های مادی است. بدن اتری انرژی های لازم را از نادی ها جذب و بخشی از آن را صرف داخل می کند و بخش دیگری از انرژی از طریق پوست خارج می شود که حدود دو اینچ طول دارد. این انرژی خارجی اولین هاله ای است که اطراف بدن فیزیکی را فراگرفته است و آن بدن را همانند محافظی در بر می گیرد.

 

سوم. بدن اختری: سومین بدن عهده دار احساسات و ویژگی های شخصیتی انسان است. فضای این بدن به اندازه بدن فیزیکی است، ظاهر آن شبیه ابر است که در همه جهات حرکت می کند. هاله بدن اختری به صورت تخم مرغ است. احساسات منفی مانند ترس، خشم، افسردگی یا هرگونه ناراحتی موجب پدید آمدن ابرهای تاریک در هاله می شوند. به هر میزان انسان به سمت عشق و از خود گذشتگی بازگردد، رنگ هاله شفاف تر و درخشان تر می شود. تمام احساسات سرکوب شده در بدن اختری یا کالبد ستاره ای فعال می شود و منتظر فرصتی برای رشد می ماند. مثلاً اگر کسی در خود پرخاشگری را تقویت کرده باشد، در مقابل کسی قرار می گیرد که پرخاشگری او را تحریک کند. در این کالبد افکار و احساسات ناخودآگاه تأثیرگذارند. مثلاً اگر کسی به صورت ناخودآگاه روحیات منفی داشته باشد، این امر او را از رسیدن به هدف باز می دارد.

  

چهارم. بدن ذهنی: چهارمین کالبد انرژی، بدن ذهنی است که سطح امواج آن بالاتر از بدن اثیری و بدن اختری است. این بدن به شکل تخم مرغ است و حجم آن در اشخاص پیشرفته افزایش می یابد. تابش هاله آن گاهی به ده ها متر می رسد. کسانی که از نظر ذهنی پیشرفت کمی دارند، هاله آن ها رنگ کدر خواهد داشت و هر میزان که افکار آن ها زنده تر و عمیق تر باشد، شفاف تر و پررنگ تر است. بدن ذهنی محل افکار، اعتقادات، عقل و منطق ماست. اطلاعاتی که از بدن فیزیکی به دست می آید از راه بدن اتری به بدن اختری و از آن جا به بدن ذهنی فرستاده می شود و در آن جا به صورت کلام در می آید. بنابراین مهم ترین عملکرد بدن ذهنی، یافتن راه حل های منطقی برای حل مسائل است.

 

پنجم. بدن روحانی: این بدن که به آن گاهی بدن علّی یا سببی گفته می شود، بالاترین فرکانس های انرژی را داراست. هاله کالبد روحانی به کیلومترها می رسد. این هاله معمولاً به صورت دایره کامل در انسان وجود دارد. بدن روحانی ملایم ترین رنگ ها را دارد. در عین حال که عمق تابش آن قابل توصیف نیست. امواج انرژی این کالبد با سرعت به سطوح پایین تر پخش شده، به صورت آگاهانه دریافت می شود. اگر تاکنون در کنار مرشدی کامل نشسته باشیم متوجه شده ایم که وقتی بیش از یک کیلومتر از او فاصله می گیریم شرایط تغییر می کند، نور و عشق و هیجان به تدریج کم شده تا کاملاً از بین میرود. از راه کالبد روحانی است که انسان به هدف می رسد. این بدن ما را به هستی الهی وصل می کند و از این طریق تمام اعمال ما همراه با قدرت، برکت و عشق خواهد شد.

در این کالبد فرد به وحدت وجود می رسد و تضادی وجود ندارد. دیگر حب و بغض و رنجیدن وجود ندارد. در این حالت فرد از خودش گذشته است و خودخواهی معنا ندارد و فرد همه چیز و همه کس و خود را جزء هستی و یکپارچه می بیند. در این کالبد، بی ذهنی بطور کامل انجام می شود. زمان و مکان وجود ندارد و سیر و سلوک متعالی انجام می شود.

  ششم. بدن کیهانی: بدن کیهانی، بدن وحدت و اتحاد است. این بدن چندان قابل توصیف نیست. حالت کاملاً درونی داشته و حرکت از هستی به سوی ناهستی است. این بدن شکل خاصی ندارد و به رنگ خاصی در نمی آید. کالبد ششم، کالبد کیهانی است. بنابراین هیچ گونه محدودیتی نخواهد داشت.

 

هفتم. بدن نیروانی: هفتمین بدن نهایت کالبدهای انرژی و لطیف انسان است. در این صورت انسان به سرچشمه اصلی آفرینش و فنا دست خواهد یافت. در این حال، انسان با تمام کائنات یکی خواهد شد و انسان می تواند بگوید رسیده ام. این پدیده همان «مکشه» یا «نیروانه» است که فقط حالت بی میلی، بی آرزویی و سکوت و آرامش مطلق است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم شهریور 1390ساعت   توسط ف.  | 

دعا برای ثروتمند شدن همسایه "


روزی شیوانا  از شاگردان پرسید: آیا می دانستید یکی از بهترین دعاها آرزوی ثروتمند شدن همسایگان شماست!!؟؟
شاگردان متعجب شدند. یکی از آنها گفت: همسایه من فرد بدجنسی است. می خواهم سر به تنش نباشد
دیگری گفت: اگر همسایه من ثروتمند شود بر من تکبر کرده و باعث حسد من می شود
شاگرد دیگری گفت: مگر نه اینست که دنیا محل رقابت است و تا رقابت نباشد پیشرفتی نیست. پس برای پیشی گرفتن خودم دعا می کنم!
شیوانا به همه نظرات گوش داد سپس گفت: حرفهای شما فقط ظاهرا درست است. چون فقط با ذهن خود استدلال کرده اید. اما اگر تعمق کنید می بینید:
- اگر همسایه شما ثروتمند باشد از شما بی نیاز است پس زحمتی روی دوش شما ندارد.
-اگر همسایه شما ثروتمند باشد روی ثروت خود تمرکز کرده و کمتر به بدجنسی یا آزار می پردازد.
- اگر همسایه شما ثروتمند باشد و حتی تکبر داشته باشد شما آزمایش می شوید که تا چه حد می توانید رشک و حسد نداشته باشید.
- اگر همسایه شما ثروتمند باشد غیر مستقیم شما را به پیشرفت و ثروتمند شدن ترغیب می کند و الگوی شما می شود و رقابت سالم و سازنده پدید می آید.


- و در آخر اینکه وضع خوب دیگران نهایتا به نفع شما و وضع بد دیگران نهایتا به ضرر شماست چون افراد یک جامعه مانند دانه های یک زنجیر بوده و در سود وزیان یکدیگر شریک هستند. چه بخواهند چه نخواهند.

پس نتیجه اینکه در اصل برای بهبودی وضع خود دعا کرده اید
درس امروز من کل نگری و پرهیز از جزء نگری بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم فروردین 1390ساعت   توسط ف.  | 

نو اندیشی

داستان نو اندیشی

 شیوانا مشغول درس مبحث نواندیشی و روشنفکری برای شاگردانش بود. اما می دانست این موضوعی است که بسادگی برای هرکسی جا نمی افتد. چون بحث فرهنگ دیرینه و فاخر بودن آن نیز مطرح شده بود.

شیوانا از یکی از شاگردان خواست تا پنجره را ببندد و گفت که تا مدتی باز نشود. هوا گرم بود و تعداد شاگردان هم زیاد.   پس مدتی  شاگردان کلافه شده و خواستار باز شدن پنجره گشتند.
 
پنجره که باز شد همگی نفسی راحت کشیدند و احساس خشنودی کردند. شیوانا پرسید نسبت به این هوای مطبوع که همین الان وارد شد چه احساسی دارید؟  شاگردان همگی آنرا یک جریان عالی و نجات بخش توصیف کردند. شیوانا گفت حالا که اینطور است پنجره را ببندید تا این هوای عالی را برای همیشه و در تمامی اوقات داشته باشید.

تعدادی از شاگردان گفتند فکر بدی نیست اما تعدادی دیگرپس از کمی فکر با اعتراض گفتند ولی استاد اگر پنجره بسته شود این هوا نیز کم کم کهنه می شود و باز نیازمند تهویه می شویم.

شیوانا گفت: خب حالا شما معنی نواندیشی را فهمیدید! د رجوامع وقتی یک اندیشه یا ایده یا فلسفه نو پیدا می شود عامه مردم ابتدا در برابر آن مقاومت می کنند اما در طول زمان چنان به آن وابسته می شوند که بهتر کردن و ارتقاء آنرا فراموش می کنند و چون با فرهنگ شان مخلوط می شود نسبت به آن تعصب پیدا می کنند. مگر آنکه مثل بعضی از شما به  ضرر آن هم فکر کنند.
+ نوشته شده در  شنبه ششم فروردین 1390ساعت   توسط ف.  | 

قطعه های عارفانه

  فردی از عارفی پرسید: شما و شاگردانتان چه می کنید که به شما عارف می گویند؟ عارف جواب داد: ما راه می رویم...می نشینیم....و می خوابیم! فرد گفت: اینکارها را که همه انجام می دهند. 

عارف گفت: بله...اما می دانیم که داریم راه می رویم و می نشینیم و یا می خوابیم.

(آگاهی لحظه به لحظه یا  زندگی در لحظه حال)

-------------------------------

مردمان احمق همیشه از گذشته حرف می زنند

عاقلان در فکر زمان حال هستند                                                              

و دیوانگان از آینده سخن میگویند                           ناپلئون بناپارت

                                               -------------------------------

روزی بودا با جمعی نشسته بودند. پشه ای بر گردن بودا نشست. بودا دستش را به آرامی روی گردن خود زد تا پشه دور شود.  پشه دور شد اما بودا دوباره دستش را بطرف گردنش برد. حاضرین پرسیدند: حرکت دفعه دوم به چه دلیل بود؟

بودا پاسخ داد: دفعه اول از روی عادت اینکار را کردم اما دفعه دوم از روی آگاهی که ناظر برعمل خود باشم.

                                           ------------------------------------

روزی یکی از شاگردان اشو از او پرسید از یک نفر بشدت متنفرم چه باید بکنم؟...

اشو جواب داد مشکل در خودت است ..تو این حقیقت را نپذیرفته ای که آن فرد هم حق زندگی در این جهان با نظر خود را دارد اگر به او حق نظر ولو اشتباه بدهی از او متنفر نخواهی شد....بدون تنفر از او انتقاد کن.

لازم نیست حق را همیشه به دیگران بدهید فقط برای دیگران حق حیات و حق انتخاب منش قائل شوید.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم دی 1389ساعت   توسط ف.  | 

زندگی بهتر

این متن را یکی از دوستان ارسال کرده است.

---------------------------------------------

همه ما خودمان را چنین متقاعد می كنیم كه زندگی بهتری خواهیم داشت اگر:

شغلمان را تغییر دهیم

مهاجرت كنیم

با افراد تازه ای آشنا شویم

ازدواج كنیم

 

فكر میكنیم،‌ زندگی بهتر خواهد شد اگر:

ترفیع بگیریم

اقامت بگیریم

با افراد بیشتری آشنا شویم

بچه دار شویم

 

و خسته می شویم وقتی:

می بینیم رییسمان نمی فهمد

زبان مشترك نداریم

همدیگر را نمی فهمیم

می‌بینیم كودكانمان به توجه مداوم نیازمندند

بهتر است صبر كنیم ...

 

با خود می گوییم زندگی وقتی بهتر خواهد شد كه :

رییسمان تغییر كند، شغلمان را تغییر دهیم

به جای دیگری سفر كنیم

به دنبال دوستان تازه ای بگردیم

همسرمان رفتارش را عوض كند

یك ماشین شیك تر داشته باشیم

بچه هایمان ازدواج كنند

به مرخصی برویم

و در نهایت بازنشسته شویم....

 

حقیقت این است كه برای خوشبختی، هیچ زمانی بهتر از همین الآن وجود ندارد.

 

اگر الآن نه، پس كی؟

 

زندگی همواره پر از چالش است.

 

بهتر این است كه این واقعیت را بپذیریم و تصمیم بگیریم كه با وجود همه این مسائل، شاد و خوشبخت زندگی كنیم.

  به خیالمان می رسد كه زندگی، همان زندگی دلخواه، موقعی شروع می شود كه موانعی كه سر راهمان هستند، كنار بروند:

مشكلی كه هم اكنون با آن دست و پنجه نرم می كنیم

كاری كه باید تمام كنیم

زمانی كه باید برای كاری صرف كنیم

بدهی‌هایی كه باید پرداخت كنیم

و ...

بعد از آن زندگی ما، زیبا و لذت بخش خواهد بود!

 

بعد از آن كه همه ی این ها را تجربه كردیم، تازه می فهمیم كه زندگی، همین چیزهایی است كه ما آن ها را موانع می‌شناسیم

 

این بصیرت به ما یاری میدهد تا دریابیم كه جاده‌ای بسوی خوشبختی وجود ندارد. خوشبختی، خود همین جاده است.. بیایید از هر لحظه لذت ببریم.

 

برای آغاز یك زندگی شاد و سعادتمند لازم نیست كه در انتظار بنشینیم:

در انتظار فارغ التحصیلی

بازگشت به دانشگاه

كاهش وزن

افزایش وزن

شروع به كار

مهاجرت

دوستان تازه

ازدواج

شروع تعطیلات

صبح جمعه

در انتظار دریافت وام جدید

خرید یك ماشین نو

باز پرداخت قسط ها

بهار و تابستان و پاییز و زمستان

اول برج

پخش فیلم مورد نظرمان از تلویزیون

مردن

تولد مجدد

و...

 

خوشبختی یك سفر است، نه یك مقصد.

 

هیچ زمانی بهتر از همین لحظه برای شاد بودن وجود ندارد.

 

زندگی كنید و از حال لذت ببرید.

 

اكنون فكر كنید و سعی كنید به سؤالات زیر پاسخ دهید:

1. پنج نفر از ثروتمندترین مردم جهان را نام ببرید..

2. برنده‌های پنج جام جهانی آخر را نام ببرید.

3. آخرین ده نفری كه جایزه نوبل را بردند چه كسانی هستند؟

4. آخرین ده بازیگر برتر اسكار را نام ببرید.

 

نمی توانید پاسخ دهید؟ نسبتاً مشكل است، اینطور نیست؟

نگران نباشید، هیچ كس این اسامی را به خاطر نمی آورد..

 

روزهای تشویق به پایان می رسد! نشان های افتخار خاك می گیرند! برندگان به زودی فراموش میشوند!

 

اكنون به این سؤالها پاسخ دهید:

1. نام سه معلم خود را كه در تربیت شما مؤثر بوده‌اند ، بگویید.

2. سه نفر از دوستان خود را كه در مواقع نیاز به شما كمك كردند، نام ببرید.

3. افرادی كه با مهربانی هایشان احساس گرم زندگی را به شما بخشیده‌اند، به یاد بیاورید.

4. پنج نفر را كه از هم صحبتی با آن ها لذت می برید، نام ببرید.

حالا ساده تر شد، اینطور نیست؟

 

افرادی كه به زندگی شما معنی بخشیده‌اند، ارتباطی با "ترین‌ها" ندارند، ثروت بیشتری ندارند، بهترین جوایز را نبرده‌اند ....

 

آنها كسانی هستند كه به فكر شما هستند، مراقب شما هستند، همان هایی كه در همه ی شرایط، كنار شما می مانند ...

 

كمی بیاندیشید. زندگی خیلی كوتاه است.

  و زندگی فقط در لحظه حال اتفاق می افتد.....


+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آذر 1389ساعت   توسط ف.  | 

راهی برای رسیدن به آرامش


یکی از گفته های زرتشت اینست:
- خوشبختی از آن کسی است که در پی خوشبختی دیگران باشد

زمانیکه روی مشکلات و ناراحتی های خود تمرکز نداریم و بیشتر به دیگران و راحتی آنها فکر می کنیم آرامش زیادی در ما ایجاد می شود که همه آنرا تجربه کرده اند.
در اصل در این حالت فرد از منیت و خودخواهی فاصله گرفته است.

همچنین زمانیکه که دردها و رنجهای خود را با دردها و ناراحتی های بزرگتر یا بسیار بزرگتر دیگران مقایسه می کنیم ...دردهای خودمان یادمان میرود.



+ نوشته شده در  شنبه یکم آبان 1389ساعت   توسط ف.  | 

دایره راحتی

انسان در مرکز دایره ای قرار دارد بنام (منطقه راحتی).


شعاع این دایره بستگی به ظرفیت او دارد . هر چه منطقه راحتی انسانی بزرگتر باشد بیشتر از زندگی خود لذت می برد .

دایره راحتی این گونه تعریف شده است که مثلا اگر اتفاقی که برای انسان رخ می دهد در داخل آن قرار بگیرد .درآن صورت آن اتفاق هیچ تاثیر ناگواری بر اونمی گذارد .ولی اگر اتفاق برای یک انسان رخ بدهد که خارج از دایره راحتی او باشد آنگاه به عنوان یک مشکل و یا یک مسئله برای او تلقی میشود وممکن است روحیه خود را ببازد و شدیدانگران شود و لحظات زندگیش تحت تاثیر این مشکل تبدیل به لحظات نا خوشایند ی شود .

 انسانهایی که دارای دایره راحتی بزرگی هستند در مقابل مسائل زندگی بسیار آرام هستند و روحیه ای بسیار عالی دارند و کمتر نگران نمی شوند واز زندگی خود بیشتر و بهتر لذت می برند .

 انسانهاهر چه بیشتر با مسائل زندگی مواجه شوند و آنها را حل کنند دایره راحتی آنها بزرگتر می شود .

لذا مشکلات برای آدمی این خاصیت را دارد که ظرفیت انسان را بزرگتر می کند و نگاه انسان را به زندگی رفیع و عالی می سازد ودر نهایت انسان به کوهی تبدیل می شود که در مقابل مشکلات زندگی محکم و راست قامت می ایستد و آنها را حل می کند واز لحظه لحظه های زندگی خود لذت می برد .

قلبهای بزرگ در وجود انسانهایی است که بیشتر از دیگران با مسائل و مشکلات روبرو شده اند و آنها را مدبرانه حل کرده اند .

بنابراین هر مشکلی در زندگی در حکم فرصتی است برای ارتقاء،برای بزرگ شدن، برای با تجربه شدن و برای استوار کردن وجودراست قامتی برای مواجه شدن با مسائل آتی زندگی .

این مطلب را هم یکی از دوستان ارسال کرده بود.


+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مرداد 1389ساعت   توسط ف.  | 

شانس یا انرژی؟

 

این مقاله را یکی از دوستان ارسال کرده که در اینجا می گذارم.

شانس نوعي انرژي است!

واقعا شانس چيست؟ ايا واقعيت دارد؟انرژي مثبت چيست؟انرژي منفي چيست؟اين مقاله به اين ميپردازد كه ايا اين چيزها واقعيت دارد؟ يا خرافه اي بيش نيست.در اين مقاله سعي شده است كه با ديدگاه علمي و غير متعصبانه با آن پرداخته شود.  اين  سوال بسياري از مردم است.

ابتدا بايد در مورد انرژي و ماهيت آن صحبت كنيم . بسیاری حتی  نمي دانند كه اين دنيايي كه در آن زندگي مي كنيم از چه چيزي ساخته شده است پس ابتدا باهم طبق نظريه هاي علمي راه خود را پيش مي بريم و به اين مي پردازيم كه دنيا از چه چيز ساخته شده است :

دنياي اطراف از ماده و انرژي ساخته شده است : ماهيت انرژي هنوز به طور كامل كشف نشده است اما مي دانيم كه انرژي با فركانس نيز سنجيده مي شود . هرچه فركانس يك انرژي بالاتر باشد قوي تر است .

   ماده از چه ساخته شده است ؟ از ملكول

ملكول از چه ساخته شده است ؟
از اتم

اتم از چه ؟ از پروتون و الكترون و نوترون . الكترون كه جرم ندارد و در حقيقت فقط انرژي است . پروتون تمام جرم اتم را در بر دارد . و اما پروتون از چه ساخته شده است ؟ در كتاب استفان هاوكينگ آمده است : " تقريبا بيست سال پيش چنين فكر مي شد كه پروتونها و نوترونها ذراتي بنيادين هستند ولي آزمايشهاي كه در آنها پروتونها با سرعتهاي زيادي به پروتونها يا الكترونهاي ديگر برخورد مي كردند نشان دادند كه آنها در واقع از ذرات كوچكتري تشكيل يافته اند و آنها كوارك هستند . "

و اما آخرين سوال كوارك ها از چه ساخته شده اند ؟ جواب سوال را خود استفان هاوكينگ به ما داده است گفته می شود استفان هاوكينگ بزرگترين دانشمند زنده قرن است . او مي گويد كوارك ها از انرژي ساخته شده اند . پس مي توانيم بگوييم همه چيز در اين دنيا از انرژي ساخته شده است . چون طبق نظريه نيوتون جهان از ماده + انرژي ساخته شده است كه ديديم كه اخيرا كشف شده است كه ماده نيز از انرژي ساخته شده است .
تنوع نوع ماده در دنيا به فركانس و طول موج انرژي مربوط مي شود اگر همه چيز در دنيا داراي يك فركانس و ارتعاش بود همه چيز يكي مي شد .

هرچه فركانس بالاتر باشد پس جنس لطيف تر مي شود . لطيف ترين جنسي كه قابل ديدن و لمس كردن است آتش است . و سخت ترين سنگ و فلز هستند كه ارتعاش پاييني دارند . و اما ما مي خواهيم بپردازيم به جنسهاي لطيف و در آنها كنكاش كنيم .

 افكار ما و خاطرات و ذهن ما ماده اي هستند با انرژي و فركانس بسيار بالا بخاطر همين غير قابل ديدن هستند . اما  مي بينيم كه قابل درك هستند . براي همين است كه وقتي فكر مي كنيم يا درس مي خوانيم گرسنه مي شويم چون از توان موجود در خود براي توليد انرژي فكر استفاده كرده ايم و حال بايد انرژي از دست رفته را بر گردانيم . طي آزمايش بسيار دقيقي كه در يكي از دانشگاههاي آمريكا در سال 1965 انجام گرفت دانشجويي را بر روي ترازويي با حساسيت بسيار بالا قرار دادند و از او خواستند كه كه يك ضرب 5 رقمي را در 5 رقمي انجام دهد و هنگام محاسبه مشخص شد كه وزن دانشجو در حد بسيار كم افزايش يافته است . بنابر اين انرژي نيز وزن هم دارد .

پس افكار منفي و مثبت هر كدام داراي وزن و ارتعاش خاص خود هستند . و حتي مي توانند بر روي محيط اطراف و انسانهاي ديگر تاثير بگذارند . به خاطر همين است كه وقتي موسيقي ملايم گوش مي دهيم آرام مي شويم اما وقتي به موسيقي تند و خشن گوش مي كنيم مشوش مي شويم اين تنها به خاطر تفاوت فركانسهاي دو موسيقي مي باشد .
رمز و راز دنيايي كه در آن زندگي مي كنيم در انرژي و ماهيت آن نهفته است به خاطر همين است كه انيشتين بزرگترين دانشمند مهمترين فرمول را
E = MC^2
مي داند و حاصل سالها تفكر و تحقيق در همين فرمول گنجانده شده است . فرمولي كه به بررسي وضعيت و رابطه ميان ماده و انرژي مي پردازد .

وقتي با ديد انرژي به هستي نگاه كنيم مي توانيم خيلي از ناشناخته ها را كشف و براي تمام عجايب دليل بياوريم . البته اين نكته بسيار ضروري است كه بدانيم : ما هيچگاه نمي توانيم بگوييم طرز فكر خاصي عين واقعيت است و طبيعت دقيقا از همين قانون پيروي مي كند زيرا انيشتين مي گويد : " جهان هستي مانند ساعتي است كه بر روي ديوار نصب شده است ما هيچگاه نمي توانيم به درون ساعت نگاه كنيم ما از شواهد و قرائني كه وجود دارد ( مثل عقربه ها و اعداد روي صفحه ) و از رفتاري كه جهان دارد مثل حركت عقربه ها قانون دروني آنرا حدس ميزنيم اما هيچ گاه نمي توانيم بگوييم كه دقيقا داخل ساعت همانطور كه ما حدس زده ايم كار مي كند . ما فقط بايد دستگاهي را بوجود آوريم كه جهان هستي آن را تاييد كند . اين دستگاه يكتا نيست ، بلكه مي توان بيشمار دستگاه ايجاد كرد كه طبيعت هم با همه آنها سازگار باشد و ما تنها مي توانيم نسبت به دستگاه خاصي بگوييم كه فلان چيز صحيح و فلان چيز غلط است . " و اين همان نظريه نسبيت انيشتين است كه در بسيار ساده شده است .

بنابر اين ما هميشه بدنبال آن هستيم كه دستگاهي را بوجود آوريم كه جواب خيلي از سوالهاي ما را داشته باشد و تا به امروز انرژي اكثر آنچه كه در سالهاي پيش عجايب خوانده شده است را پاسخ داده است مثل كارهاي عجيبي كه مرتاض هاي هندي انجام مي دهند . تنها كاري كه مرتاض ها انجام مي دهند بالا بردن ارتعاشات بدن و ذهن است . به خاطر همين مي توانند حتي از ديوار رد شوند اجسام مختلفي را بدون درد و خونريزي وارد بدن كنند زيرا ارتعاشات خود را بالا برده اند و بدن تبديل به يك ماده با انرژي بسيار بالا شده است و بنابراين عكس العمل ها و رفتار متفاوتي را از خود نشان مي دهد . اما چطور مي شود ارتعاش را بالا برد . اين جای بحث بسياري دارد . يكي از راهها تمركز كردن است .

. خيلي وقتها وقتي به چيزي كه معتقد هستيم به سرمان مي آيد مثلا معتقديم كه بعد از هر خنده گريه هست . اين باعث مي شود كه ناخودآگاه ما انرژي هايي از خود ساتع كند كه در جهان هستي تاثير گذار باشد . ناخودآگاه دوست دارد ما را به سمتي ببرد كه ما معتقد به ان هستيم بنابر اين ما را به سمت گريه كردن مي كشاند و ما در تمام لحظات بدون اينكه خودمان بدانيم به سمت گريه كردن سوق پيدا مي كنيم كه در نهايت علت آنرا پيدا مي كنيم (نا خودآگاه آنرا پيدا مي كند ) و گريه مي كنيم انرژي افكار ما در محيط پخش مي شود و روي همه چيز تاثير مي گذارد . احتمالا حتما براي شما پيش آمده كه از محل و يا مكاني متنفر باشيد و دوست نداشته باشيد كه به آنجا برويد اين مسئله دقيقا به خاطر وجود انرژي هاي منفي موجود در آنجا است كه روي شما تاثير گذاشته و شما به صورت ناخودآگاه از آنجا فراري مي شويد . و هزاران پديده ديگر كه علت همه آنها انرژي است . در مورد شانس هم همينطور است :

وقتي ما احساس كنيم خوش شانس هستيم بر روي محيط و جهان هستي تاثير مي گذاريم . فكر ما احساس ما و باور هاي ما باعث مي شود انرژي هايي در دنيا پخش شود كه ما را به سمت خوش شانسي هدايت كند . و همين طور هم بدشانسي هر انساني كه معتقد است بسيار بد شانس است هميشه بدشانسي مي آورد . بين افرادي كه مي شناسيم خيلي ها را مي بينيم كه به بدشانسي خود معتقد هستند و همچنان بد شانسي مي آورند . بهتر است از اين به بعد فكر كنيم خوش شانسيم . بهر حال اگر هم هيچ تاثيري نداشته باشد اين فايده را دارد كه روحيه بهتري براي زندگي داريم و در موقعيتها بهتر پیش خواهیم رفت.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم تیر 1389ساعت   توسط ف.  | 

ابوعلی سینا

 

                                 ابوعلی سینا و متافیزیک

درباره ابوعلی سینا گفته می شود به تمامی علوم عصر خود اشراف داشته است...این علوم شامل برخی علوم ماورالطبیعه و متافیزیک از جمله فرادرمانی و درمان بوسیه انرژی یا سنگها و... نیز می شده است.

بطور مثال درمان قلب به کمک سنگ کریستال یکی از آن موارد بوده است. اما بوعلی سینا در این زمینه

ها آثاری از خود بجا نگذاشته  و دلیل آنرا نداشتن شرایط نامناسب اجتماعی و فرهنگی و نبود ظرفیت

جامعه برای آن علوم ذکر کرده است!

البته در عصر حاضر این علوم (که به علوم غریبه هم خوانده می شود) در حال گسترش است. در حالیکه در سرزمینهای خاور دور از دیر باز روی آنها کار میشده و می شود.

یک اصل کلی در هستی وجود دارد و آن اینکه زمین همواره امکانات باقوه اش را

متاسب با سطح آگاهی انسانهای حاضر در عصر حال بروز می دهد و شکوفا می سازد.

به همین دلیل است که با فراگیری علوم مختلف و یادگیری فنون و مصرف بیشتر ...امکانات طبیعت نه تنها کم نمی شود بلکه بیشتر و بیشتر می شود .

بنابراین بقول عرفا صفاتی مثل بخل و طمع و حسد و خساست از ریشه اشتباه و اضافه هستند و اگر بشر از پتانسیل طبیعت اطلاع داشت هرگز دچار این صفات نمی افتاد.

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم اردیبهشت 1389ساعت   توسط ف.  | 

احساس موفقیت

احساس موفقیت

 یکی از تعالیم خوب آنتونی رابینز درباره موفقیت اینست: اگر می خواهید احساس موفقیت کنید می توانید آنرا فورا بدست آورید. امتحان کنید. دقیقا همان حالتی را که به هنگام موفقیت بخود می گیرید تصور کنید و همان حرکت جسمی را انجام دهید که بهنگام موفقیت اجرا می کنید.اینکار اگر هرروز تکرار شود بزودی می بینید که هر روز از روز قبل شادتر و سرحالتر هستید و کاملا احساس موفقیت می کنید و عجیب اینکه موفقیت نیز بسوی شما خواهد آمد چون همسان فکر و احساس شما چیزی جز آن نیست! و شما فقط دارید همان را جذب می کنید.

احساس ما چیزی جز تشعشعات مغز ما نیست و به همین دلیل است که می گوییم:

 فکر=احساس= رخداد آینده

و نهایتا اینکه بیاموزیم از خود زندگی و تلاش برای رسیدن لذت ببریم نه از نتیجه و حاصل آن .

زندگی مقصد نیست بلکه حرکت بسوی مقصد است و باید از آن لذت برد.

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389ساعت   توسط ف.  | 

بهار و رویش

بهار و رویش

براي قلب هيچ گذشته و آينده اي وجود ندارد

بهار فصل رویش و نو شدن است.هستی با بهار رویش و نو آوری و زلال شدن را به ما یادآوری می کند. اما خود ما چگونه می توانیم نو شویم و رویش جدید داشته باشیم؟

ما هر لحظه می توانیم این بهار را در خود داشته باشیم.اینکار با مراقبه امکانپذیر است. هر لحظه می تواند لحظه جدیدی باشد اگر فقط در لحظه زندگی کنیم و با هستی و زیبایی های آن همسو و هماهنگ شویم.

قسمتی از مراقبه های اشو در این زمینه:

به قلبت گوش بسپار! از گوش سپردن به قلب هرچه بيشتر بياموز و از قلبت پيروي كن. ذهن مال تو نيست، جامعه آنرا به تو داده. قلب مال توست، خود خدا آنرا داده.

اگر به قلب گوش بسپاري مراقبه دشوار نخواهد بود. براحتي به آن دست خواهي يافت. آنگاه در نگاه تو هيچ مشكلي وجود نخواهد داشت، زيرا بصيرت مي يابي. مي تواني همه چيز را همانگونه كه هست ببيني. ديگر لازم نيست بين اينكه چه كار انجام دهي و چه كاري انجام ندهي دست به انتخاب بزني. بي درنگ خواهي دانست كه چه بكني.

مساله انتخاب گزينه ها ديگر مطرح نيست. تو مي داني كه كار درست چيست و هرگز پشيمان نمي شوي. تو هرگز مرتكب اشتباه نمي شوي! شايد همه دنيا گمان كند كه تو در اشتباهي اما تا وقتي پاي قلب در ميان است تو بر همه چيز اشراف داري.

در اعماق وجودت مي داني كه راه تو اشتباه نيست و هرگز پشيمان نخواهي شد. مي داني كه درنهايت همه چيز به خوبي خواهد گذشت. شايد اكنون تصور نتيجه نهايي ناممكن باشد اما قلب بهتر از تو مي داند، زيرا قلب در ژرفاي اسرار به سر مي برد. براي قلب هيچ گذشته و آينده اي وجود ندارد. براي او فقط لحظه اكنون است.

وقتي مراقبه شكوفا شود، وقتي تو به مراقبه نايل شوي ، زندگي ات هموار، زيبا و جذاب مي شود.

                                                     

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اسفند 1388ساعت   توسط ف.  | 

اخرین پند بودا

 

آخرین پند بودا

آخریت پند بودا این بوده است: همواره هشیار و بیدار باشید و همه حرکات و سکنات شما باید با اگاهی باشد (آگاهی قدم به قدم)  زیرا میزان آگاهی شما در زمان حال صورت بعدی شما که همان آینده است را می سازد.

اولین نکته ای که در این پند وجود دارد زندگی در لحظه حال است که همه عرفا بر آن تاکید دارند. هشیاری و بیداری همان زندگی در لحظه حال است و مراقبتی برای در لحظه حال ماندن و در پسماند گذشته باقی نماندن.

دومین نکته شرح مرتبه آگاهی است که دقیقا متناسب با آن صورت بعدی ما و رخدادهای آینده ساخته می شوند(قانون جذب). یعنی ما جهان خود را می سازیم همانطور که در آن پیش می رویم.

میزان و مرتبه آگاهی ما نوع تفکرات ما را تعیین می کند. تفکراتی که مانند قطب نما سمت و سوی حرکت ما را تعیین می نماید.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم بهمن 1388ساعت   توسط ف.  | 

داستان

 

داستان خداشناسی

مردی میخواست کاملا خدا را بشناسد. ایتدا بسراغ افراد و کتابهای مذهبی رفت اما هرچه جلوتر رفت گیج تر شد. افراد و کتابهای نوع دیگر را هم امتحان کرد اما به جایی نرسید.

خسته و ناامید راه دریا پیش گرفت. در کنار ساحل کودکی را دید که مشغول پر کردن سطل کوچکی از آب دریا بود. سطل پر و سر ریز می شد اما کودک همچنان آب می ریخت.  مرد پرسید چه می کنی؟

کودک جواب داد به دوستم قول دادم همه آب دریا را دراین سطل بریزم و برایش ببرم!

مرد خواست پسر را نصیحت کند و اشتباهش را به او بگوید. اما ناگهان به اشتباه خودش هم پی برد که میخواست با ذهن کوچکش خدا را بشناسد و کل هستی را در آن جای دهد!....فهمید که با دلش باید بسراغ خدا برود.
به کودک گفت من و تو یک اشتباه را مرتکب شدیم!

مولوی می گوید:

هر چه اندیشی پذیرای فناست           آنچه در اندیشه ناید آن خداست

+ نوشته شده در  شنبه دهم بهمن 1388ساعت   توسط ف.  | 

تفاوت افراد موفق با دیگران

 

 

تفاوت افراد موفق با سایرین یا افراد ناموفق در چیست؟ پاسخ های زیادی به پرسش می توان داد.

یکی از تفاوت های عمده بین این دو گروه تفاوت در میزان اشتیاق است نه در هوش و ذکاوت یا برخی توانایی ها.

اشتیاق در عرفان مرتبه بالایی است. در فرهنگ غرب معادل آنرا بعنوان احساس خوب بکار می برند که در مباحث قبلی به آن پرداخته شد. اشتیاق مولد قدرت و توانایی های بیشماری است. مانند کلیدی که قفلهای بسیاری باز می کند. اشتیاق پیش درآمد عشق است و عشق مولد توانایی های نامحدود.

برخی عرفا زندگی و حیات را همان اشتیاق یا احساس خوب می دانند و برای احساس بد فقط در زمانی که احساس خوب وجود ندارد نقشی قائل می شوند. بعبارتی معتقدند اصلا احساس بد وجود ندارد. مانند تاریکی که زمانی که نور نیست معنا و تعریف دارد. 

قبلا هم گفتیم احساس= رخداد آینده.   هرچه احساس بهتری داشته باشیم وقایع بهتری را جذب می کنیم و اینکار نیازمند مرتبه ای از آگاهی است که بصورت خودجوش انجام شود و ما را از وادارسازی بی نیاز سازد.

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم دی 1388ساعت   توسط ف.  | 

یک مدیتیشن

  

 مدیتیشن اعضاء بدن

مقدمات مدیتیشن را بخوبی انجام دهید. وقتی به سکون و آرامش رسیدید چشمها

را ببندید و یکی از اعضاء یا جوارح خود  (مثلا قلب) را تجسم کنید.(بشکل واقعی)

وقتی شکل آن بخوبی در ذهنتان متصور شد...نوری سفید رنگ را دور آن مانند هاله

تصور کنید.

داشتن قلب را بخوبی حس کنید. اینکار را آنقدر ادامه دهید تا ارتعاش

ناشی از احساس را عملا روی قلب حس کنید.

این نکته را همیشه بیاد داشته باشید که چه چیزی را عملا ببینید یا آنرا بخوبی تصور

کنید..یک نوع احساس را خواهید داشت. (احساس یکسان)

اگر آن احساس خوب در مورد آن عضو (قلب) همچنان پایدار بود و تغییری کرد معنی

اش اینست که قلب شما هیچ مشکلی ندارد...اگر احیانا تغییری در احساس ایجاد

شد یا رنگ آن هاله نور تغییر کرد یا لکه هایی را در آن هاله دیدید...اشکالی وجود دارد

که الزاما به معنای بیماری نیست..(ممکن است خستگی یا افسردگی....باشد)دوباره احساس خود را خوب کنید و دوباره آنرا چک کنید.


د رمراحل پیشرفته مدیتیشن افراد از این روش برای تشخیص بیماری استفاده می

کنند...اما شما آنرا بیشتر برای ایجاد آرامش و توازن در همان عضو استفاده کنید و از

لذت خوب کار کردن آن بهره مند شوید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم دی 1388ساعت   توسط ف.  |